بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت‌های‌شان زنجیر شده‌اند و جرئت ندارند بی‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست. بیشتر آدم‌ها همین‌طور زندگی‌شان را بی‌هیچ رضایتی ادامه می‌دهند بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ی نارضایتی‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی‌شان ایجاد کنند سرآخر می‌میرند در حالی‌که هیچ‌چیز در قلب‌شان نیست به جز لجن و خون رقیق کهنه خون فاسد و بی‌مایه خاطرات‌شان هم به مفت نمی‌ارزد. بیشتر مردم جداً ابله‌اند.

پ ن: امیدوارم این جوری تموم نشه :)