آهنگ عاشقانه

این روز ها به جای حرف زدن سکوت می کنم و به آهنگ عاشقانه ای گوش می دهم که کسی چندی قبل با آن خودکشی کرده است .

پ ن : خودکشی واقعیست .

سکوت

سکوت من او را می ترساند. کم کم عادت به پر حرفی پیدا کردم حتی در مواقعی که لازم نبود. سال ها بعد یاد گرفتم که حرف می تواند حتی مخفیگاهی بهتر از سکوت باشد .
پرنده من / فریبا وفی

پ ن : به خاطر همه ی آدم هایی که با آن ها حرف زدم .

خدا

پس از سقوط آخرین انسان هیچ کس نگران شرمساری خدا نبود. او سال ها پیش ناامیدانه از این شهر رفته بود.

گذشته

دست نوشته هایی که هیچ وقت خوانده نمی شود، عکس هایی که دیده نمی شود ، خاطراتی که به یاد آورده نمی شود ، لحظه هایی که دیگر تکرار نمی شود و این تمام سهم آدمی مثل من از گذشته است . 

دروغ

هر کسی به شیوه ی خاص خودش حقیقت را بیان می کند اما همه همیشه مثل هم دروغ می گویند.

خوشبختی

و خوشبختی در همین نزدیکست

در فراموشی تو 

در پس هرزگی هر شب من ...

مرز

مرز واقعیت و خیال سال هاست که برای تو درهم تنیده شده است . میان مرز که ایستاده باشی همه ی انسان ها فریبکار هستند . 

گناهکار

برای اینکه خود را گناهکار بدانی باید بی گناه باشی ، گنه کاران همیشه به معصومیت خویش واقفند .

زندگی من

زندگی من این است هر روزش دقیقا تکرار روز قبل . من قبلا دختر خاطرات روزانه ی ساده ای داشتم ، اما اگر یکی دو روز نوشتن را فراموش می کردم ، حساب روزها و اتفاق ها از دستم در می رفت . دیروز می توانست پریروز باشد ، یا برعکس . 

گاهی نمی فهمم این چه جور زندگی ای است . منظورم این است که زندگی ام خالی است . من - خیلی ساده - شیفته ی بی مرزی روزها شده بودم ، شیفته ی این که خودم ، بخشی از این زندگی بودم . نوع زندگی که من را به تمامی درون خود بلعیده بود . 

شیفته ی این که باد جاپاهایم را ، پیش از آن که فرصت کنم برگردم و نگاه شان کنم ، پاک می کرد. 

خواب ، هاروکی موراکامی