پاسخ

وه!

چهار سال و نیم . چطور اینهمه گذشت؟

منتو اولین وبم خیلی خام و نادون بودم

هیچی حالیم نبود اسم و فامیلم رو قاب گرفته بودم


 


پاییز

دیروز اولین بارون پاییزی اومد ، من تا اولین بارون نوشتم ، سال دیگه و اولین بارون پاییزی .

پ ن : ممنونم

فریب

آدم های زندگی ام سخت به من دروغ می گویند کاش می دانستند من آسان تر از این حرف ها فریب می خورم!

نومیدی

  فقط با تلاشِ دائمی‌ست که می‌توانم خلق کنم. میلِ من به غلتیدن تا رسیدن به سکون است. عمیق‌ترین و یقینی‌ترین میلِ من به سکوت است و اداهای روزانه. می‌بایست سال‌ها سماجت می‌کردم تا بتوانم از آسودن و تفریح و از جاذبه‌ی امورِ مکانیکی بگریزم. امّا می‌دانم که دقیقاً فقط با این تلاش است که سرِپا و افراشته می‌مانم و اگر لحظه‌ای از اعتقاد به این تلاش دست بردارم، یک‌راست با سر به‌سوی پرتگاه خواهم رفت. این‌گونه است که نمی‌گذارم بیمار شوم، نمی‌گذارم دست از تلاش بشویم، و سرم را با همه‌ی توان بالا می‌گیرم تا نفس بکشم و فتح کنم. این شیوه‌ی من در نومیدشدن و شیوه‌ی من برای علاج‌کردنِ این نومیدی‌ست.

 آلبر کامو در کتابِ یادداشت‌ها

پاسخ

هیچ میدانی چرا، چون موج، 
در گریز از خویشتن، پیوسته می‌کاهم؟
- زان که بر این پرده ی تاریک، 
این خاموشی نزدیک
آنچه می‌خواهم نمیبنم،
وآنچه میبینم نمی‌خواهم.

شفیعی کدکنی