شهری سرد تر از نیویورک...
این روزها اینقدر سرد هست که وقتی می خوام با لپ تاپم کار کنم اول روشنش می کنم و ده دقیقه میزارم روشن باشه تا بتونم به بدنه اش دست بزنم :)....
دیروز دمای شهرمون از نیویورک هم کمتر بود...این نشون میده که ما از نیویورک هم خفن تر هستیم.. تازه افتخار میدیم نیویورک رو با شهرمون مقایسه می کنیم....
روز های آرومی رو توی این هوای برفی پشت سر میزارم..سعی می کنم کلا داستان زندگی روی روال خودش پیش بره...من هم لذتم رو ببرم...
هفته ی دیگه باید دو تا ارائه واسه ی درس هام داشته باشم...بعد از ظهر ها سعی می کنم مقاله هام رو آماده کنم. تا باشد که رستگار شوم...
دلم میخواد برم کوه...اما میدونم خیلی سخته...دارم خودم رو راضی می کنم :)
دوباره هم کتاب کاغذی خوندن رو شروع کنم و هم کتاب صوتی گوش میدم.. به خاطرش خوشحالم...
پ ن: بهمن خیلی خوشحالم که وبلاگمون رو می خونی...به هر حال تا اونجایی که من میدونم تو تنها خواننده ایرانی مقیم آمریکا این وبلاگ هستی...:) باعث افتخار هست...دلم هم برات تنگ شده...
این چهارصدمین پست این وبلاگ بود...خوشحالم...
ما قاصدکهای فراری هستیم.