تغییر مانیفست!
دنیا است دیگر. تو می توانی بی خیالش شوی٬ برایش پشیزی ارزش قائل نشوی٬ میتوانی راست راست توی چشمهایش نگاه کنی و تحقیر آمیز به آن لبخند بزنی و به هیچ کجایت هم حسابش نکنی و در انتها با افتخار بگویی که راه و رسم زندگی خودت را داری و لعنت هم به بفرستی به همه ی آدمهایی که دچار روزمرگی شده اند. همه ی آنهایی که از صبح تا شب سگ دو می زنند دنبال یک لقمه نان بیشتر. همه ی آنهایی که فکر می کنند اگر کمی بیشتر کار کنند در آخر برنده هستند. همه ی آنهایی که از زندگی لذت نمی برند.
راه و رسم خودت را داری. پول در می آوری که لذت ببری. لذت می بری که زندگی کنی. گور پدر بالا پایین شدن قیمت سهام و سکه٬ گور پدر حساب های پس انداز و سود چند درصد فلان بانک٬ لعنت به چندر غاز پول آخر ماه یک سازمان دولتی که حالا بیایی اضافه کار و بهره وری اش را حساب کنی. اصلا گور پدر این آدم های لعنتی پول پرست بدون پول!
حالا یک روزی٬ یک جایی٬ در یک لحظه شوم لعنتی خفت می کند. دنیا را می گویم. از اول هم بحث سر دنیا بود. می بینی با چند سال کار کردن هیچ چیزی نداری. منظورم از هیچ چیز همان پول لعنتی است دیگر. خودتان که می دانید. با همان موجود لعنتی است که همه چیز می توانی بخری و همه چیز می توانی داشته باشی و بدون آن هیچ چیز. همین است که آن پول لعنتی می شود همه چیز.
پول در می آوری که لذت ببری. همین چند خط پیش این جمله را نوشته بودم٬ می دانم. می توانم به شما اطمینان دهم که این یک مانیفست فکری کامل است! این جمله بخش زیادی از تمامی رفتار من را در چند سال آخر توضیح می دهد. پول در آوردم که لذت ببرم. حالا فکر نکنید که آنچنان هم لذت بردم. چون آنقدر ها که باید پول در نمی آوردم. همان چندر غاز سازمان دولتی و تمام بعد از ظهر های لعنتی که می توانی روی صندلی راحتی لم بدهی و از زندگی ات لذت ببری. پیش خودمان باشد در هیچ بعد از ظهر لعنتی روی هیچ صندلی لم نداده ام تا از زندگی لذت ببرم. فقط خواستم وضعیتم بعد از ظهر هایم را توصیف کنم.
روده درازی کردم٬ می دانم. نتیجه همه ی این خزعبلات این است که مانیفست اصلی زندگی ام تغییر کرده است. یک پست دیگر می نویسم و صاف و پوس کنده برایتان می نویسم که داستان چیست.
برای ویکتوریای عزیز: امکانات لاین تا اونجا که من میدونم بیشتر شبیه واتس آپ هست تا ویچت. مثلا قابیلت شبکه ی اجتماعی رو توی اون ندیدم. ولی به هر حال یک پیامرسان اینترنتی هست.
ما قاصدکهای فراری هستیم.