این روزها اکثر وقتم رو سرکارم می گذرونم. تقریبا ساعت هشت٬ هشت و نیم صبح میرم سر کار ...و حدودا هفت شب محل کارم رو ترک می کنم ... :)
در ظاهر یک زندگی عادی و بدون هیچ جنب و جوشی دارم ولی در باطن یکی از شلوغ ترین روزها زندگیم رو می گذرونم. یک موضوع اساسی ذهنم رو مشغول کرده٬ هنوز نمی دونم که در انتها چه تصمیمی می خوام در موردش بگیرم. شاید فقط کمی می ترسم...
پ ن : واقعنی مشهد بودم ...:)
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:14 توسط پالادین
|
ما قاصدکهای فراری هستیم.