به تنهایی..
این روز ها وقتی که از سر کارم میام بیرون کمی واسه ی خودم وقت می گذرونم اون هم به تنهایی٬ دوبار توی یک هفته گذشته رفتم کوه خضر به تنهایی (یک کوهپایه مانند توی شهرمون)٬ اکثر وقت ها قسمتی از مسیرم رو پیاده بر میگردم از خیابون صفاییه تا سر چهار راه بازار اون هم به تنهایی (قسمتی از مسیرم و یکی از شلوغ ترین خیابون های شهرمون)٬ ممکنه وسط راه چیزی بخورم همیشه به تنهایی٬ میرم سینما اون هم به تنهایی...
بخشی از وجودم داره رای میده به تنها گذروندن خیلی از لحظه هام...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:34 توسط پالادین
|
ما قاصدکهای فراری هستیم.