برنامه اینطور بود: هر هفته جمعه ها مهمان او بودم

اما همه چیز تمام شد،

کل رابطه در سه هفته خلاصه شد. سه جمعه و یک یکشنبه ی استثنایی.

چهار بار ص.ک.ص:

یک بار جمعه اول. دو بار جمعه سوم و یک بارظهر روز  یکشنبه ی استثنایی.

و تمام.

توضیح1: آخر قصه ما از ابتدا پیدا بود

توضیح 2: با اینکه "آخر قصه ما از ابتدا پیدا بود"، اما دلم تنگ است و گرفته و خدا می داند جمعه که برسد چه حالی پیدا خواهم کرد

توضیح 3:زمان اینجور وقتها نمیگذرد چرا؟