جشن فارغ التحصیلی...
پنجشنبه جشن فارغ التحصیلمون به خوبی و خوشی برگزار شد. فکر می کردم جشن فقط دو سه ساعت طول بکشه ٬در حالی که از 5/9 صبح تا 6 بعد از ظهر توی جشن بودیم :) ٬البته خود جشن تا ساعت یک بود ٬بعدش با بچه ها رفتیم بیرون...
روز فوق العاده ای بود ٬ کلی از دوست هام رو دیدم که خیلی دوستشون دارم ولی سال ها بود که ندیده بودمشون ٬ بعضی ها اینقدر قیافه هاشون تغییر کرده بود که قابل حدس زدن نبودن :)....
دقیقا از زمان فارغ التحصیلی اکثر بچه ها رو ندیده بودم و تماسی باهاشون نداشتم ٬ خیلی خوب بود که تونستم حالشون رو بپرسم ...البته خیلی ها هم نیومده بودند ...:(
توی جشن چند دقیقه خاطره از دوران دانشگاه تعریف کردم ٬ گفتم که ما دو بار بدون اجازه ی دانشگاه و بدون اینکه کسی بفهمه رفتیم اردو ٬خیلی هم خوش گذشت و از بهترین روزهای زندگیم بود ٬ قیافه ی دکتر کراری ( رئیس دانشگاه ) دیدنی بود ٬ بنده خدا داشت با تعجب نگاه می کرد بعدش هم کلی خندید ....
پ ن : ویکتوریا تا اون جا که من می دونم دختر نیستم ٬توی نظرات قبلی هم برات نوشته بودم :)
ما قاصدکهای فراری هستیم.