فردا آخرین روز کاریم توی این هفته هست . پنچ شنبه ها از محل کارم مرخصی می گیرم و دانشگاه میرم. البته چهارشنبه بعد از ظهر تنها موقعی توی هفته هست که برای خودم اختصاص داره و جایی میرم که کسی از اون تقریبا اطلاعی نداره.

این روزها آخرین قرار هام رو با بهمن میزارم. آخر این ماه میره و میتونه سرنوشتش رو یک جای دیگه ادامه بده .

رئیس بخشمون هم عوض شده٬ به هر حال تغییر رئیس دردسر های خاص خودش رو داره٬ امروز ازم در مورد فعالیت های گروهم می پرسید و ازم می خواست براش یک طرح تحول آماده کنم . 

زندگی روال عادی خودش رو به هر حال داره طی می کنه....

پ ن :‌شیما امیدوارم هر چه زودتر حال دوستت خوب بشه ...